loading...

کتابخانه شهید هاشمی نژاد شهرستان بهشهر

بازدید : 234
دوشنبه 25 آبان 1399 زمان : 10:37

فعالیت و کسب درآمد :

مرحوم علامه در مدتی که در نجف مشغول تحصیل بودند به علت تنگی معیشت و نرسیدن مقرری که از ملک زراعیشان در تبریز بدست می‌آمد مجبور به مراجعت به ایران می‌شود و مدت ده سال در قریه شادآباد تبریز به زراعت و کشاورزی مشغول می‌شوند. فرزند ایشان مهندس سید عبدالباقی طباطبائی می‌گوید:

خوب به یاد دارم که، مرحوم پدرم دائماً و در تمام طول سال مشغول فعالیت بود و کارکردن ایشان در فصل سرما در حین ریزش باران و برفهای موسمی‌در حالی که، چتر به دست گرفته یا پوستین بدوش داشتند امری عادی تلقی می‌گردید، در مدت ده سال بعد از مراجعت علامه از نجف به روستای شادآباد و بدنبال فعالیتهای مستمر ایشان قناتها لایروبی و باغهای مخروبه تجدید خاک و اصلاح درخت شده و در عین حال چند باغ جدید احداث گردید و یک ساختمان ییلاقی هم در داخل روستا جهت سکونت تابستانی خانواده ساخته شد و در محل زیرزمین خانه حمامی‌به سبک امروزی بنا نمود.

مهارتهای علامه :

فرزند علامه می‌افزاید:

پدرم از نظر فردی، هم تیرانداز بسیار ماهری بود و هم اسب سواری تیزتک و به راستی در شهر خودمان، تبریز بی رقیب بود، هم خطاطی برجسته بود، هم نقاش و طراحی ورزیده، هم دستی به قلم داشت و هم طبعی روان در سرایش اشعار ناب عارفانه و ....،

اما از نظر شخصیت علمی‌و اجتماعی هم استاد صرف و نحو عربی بود هم معانی و بیان هم در اصول و کلام کم نظیر بود و هم در فقه و فلسفه، هم از ریاضی( حساب و هندسه و جبر) حظی وافر داشت و هم از اخلاق اسلامی، هم در ستاره شناسی (نجوم) تبحر داشت هم در حدیث و روایت و خبر و ...

شاید باور نکنید که پدربزرگوار من، حتی در مسائل کشاورزی و معماری هم صاحب نظر و بصیر بود و سالها شخصاً در املاک پدری در تبریز به زراعت اشتغال داشت و در ساختمان مسجد حجت در قم عملاً طراح و معماری اصلی را عهده دار بود و تازه اینها گوشه‌‌‌ای از فضایل آن شاد روان بود وگرنه شما می‌دانید که بی جهت به هر کس لقب علامه نمی‌دهند و همگان بخصوص بزرگان و افراد خبیر و بصیر هیچکس را علامه نمی‌خوانند مگر به عمق اطلاعات یک شخص در تمام علوم و فنون عصر ایمان آورده باشند...

هجرت:

به هر حال علامه طباطبایی بعد از مدتی اقامت در تبریز تصمیم می‌گیرد تا به قم عزیمت نماید و بالاخره این تصمیم خود را در سال 1325هـ.ش عملی می‌کند.

فرزند علامه طباطبایی در این مورد می‌گوید:

همزمان با آغاز سال 1325هـ.ش وارد شهر قم شدیم... در ابتدا به منزل یکی از بستگان که ساکن قم و مشغول تحصیل علوم دینی بود وارد شدیم ولی به زودی در کوچه یخچال قاضی در منزل یکی از روحانیان که هنوز هم در قید حیات است اتاق دو قسمتی که با نصب پرده قابل تفکیک بود اجاره کردیم، این دو اتاق قریب بیست متر مربع بود.

طبقه زیر این اطاقها انبار آب شرب منزل بود که در صورت لزوم بایستی از درب آن به داخل خم شده و ظرف آب شرب را پر کنیم. چون خانه فاقد آشپزخانه بود پخت و پز هم در داخل اطاق انجام می‌گرفت در حالی که مادر ما به دو مطبخ (آشپزخانه) 24 متر مربعی و 35 متر مربعی عادت کرده بود که در میهمانیهای بزرگ از آنها به راحتی استفاده می‌کرد. پدر ما در شهر قم چند آشنای انگشت شمار داشت که یکی از آنها مرحوم آیت الله حجت بود. اولین رفت و آمد مرحوم علامه به منزل آقای حجت بود و کم کم با اطرافیان ایشان دوستی برقرار و رفت و آمد آغاز شد.

لازم به ذکر است که علامه طباطبایی در ابتدای ورودشان به قم به قاضی معروف بودند، چون از سلسه سادات طباطبایی هم بودند خود ایشان ترجیح دادند که به طباطبایی معروف شوند. ایشان عمامه‌‌‌ای بسیار کوچک از کرباس آبی رنگ و دگمه‌های باز قبا و بدون جوراب با لباس کمتر از معمول در کوچه‌های قم تردد داشت و در ضمن خانه بسیار محقر و ساده‌‌‌ای داشت.

رحلت :

مهندس عبدالباقی، نقل می‌کند:

هفت، هشت روز مانده به رحلت علامه، ایشان هیچ جوابی به هیچ کس نمی‌داد و سخن نمی‌گفت فقط زیر لب زمزمه می‌کرد « لا اله الا الله! »

حالات مرحوم علامه در اواخر عمر دگرگون شده و مراقبه ایشان شدید شده بود و کمتر تناول می‌کردند، و مانند استاد خود، مرحوم آیة الله قاضی این بیت حافظ را می‌خواندند و یک ساعت می‌گریستند

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی؟ ره زکه پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟

همان روزهای آخر، کسی از ایشان پرسید: در چه مقامی‌هستید؟ فرموده بودند: مقام تکلم

سائل ادامه داد: با چه کسی؟ فرموده بودند: با حق

حجت الاسلام ابوالقاسم مرندی می‌گوید:

« یک ماه به رحلتشان مانده بود که برای عیادتشان به بیمارستان رفتم. گویا آن روز کسی به دیدارشان نیامده بود. مدتی در اتاق ایستادم که ناگهان پس از چند روز چشمانشان را گشودند و نظری به من انداختند.

به مزاح [ از آن جا که ایشان خیلی با دیوان حافظ دمخور بودند ] عرض کردم: آقا از اشعار حافظ چیزی در نظر دارید؟ فرمودند:

صلاح کار کجا و من خراب کجا؟ بقیه اش را بخوان!

گفتم: ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا

علامه تکرار کردند: تا به کجا! و باز چشم خود را بستند و دیگر سخنی به میان نیامد

آخرین باری که حالشان بد شد و راهی بیمارستان شده بودند، به همسر خود گفتند:

من دیگر بر نمی‌گردم

آیت الله کشمیری می‌فرمودند:

« شب وفات علامه طباطبائی در خواب دیدم که حضرت امام رضا علیه السلام در گذشته اند و ایشان را تشییع جنازه می‌کنند. صبح، خواب خود را چنین تعبیر کردم که یکی از بزرگان [ و عالمان] از دنیا خواهد رفت؛ و در پی آن، خبر آوردند که آیت الله طباطبائی درگذشت »

ایشان در روز سوم ماه شعبان 1401 هـ.ق به محضر ثامن الحجج علیه السلام مشرف شدند و 22 روز در آنجا اقامت نمودند، و بعد به جهت مناسب نبودن حالشان او را به تهران آورده و بستری کردند، ولی دیگر شدت کسالت طوری بود، که درمان بیمارستانی نیز نتیجه‌‌‌ای نداشت.

تا بالاخره به شهر مقدس قم که محل سکونت ایشان بود برگشتند و در منزلشان بستری شدند وغیر از خواص، از شاگردان کسی را به ملاقات نپذیرفتند، حال ایشان روز به روز سخت تر می‌شد، تا اینکه ایشان را در قم، به بیمارستان انتقال دادند.

قریب یک هفته در بیمارستان بستری می‌شوند و دو روز آخر کاملاً بیهوش بودند تا در صبح یکشنبه 18 ماه محرم الحرام 1402 هـ.ق سه ساعت به ظهر مانده به سرای ابدی انتقال و لباس کهنه تن را خلع و به حیات جاودانی مخلع می‌گردند و برای اطلاع و شرکت بزرگان از سایر شهرستانها، مراسم تدفین به روز بعد موکول می‌شود و جنازه ایشان را در 19 محرم الحرام دو ساعت به ظهر مانده از مسجد حضرت امام حسن مجنبی علیه السلام تا صحن مطهر حضرت معصومه علیها السلام تشییع می‌کنند و آیت الله حاج سید محمد رضا گلپایگانی(ره) بر ایشان نماز می‌گذارند و در بالا سر قبر حضرت معصومه علیها السلام دفن می‌کنند.

راه رفتنی رو باید رفت
بازدید : 140
دوشنبه 25 آبان 1399 زمان : 10:37


پایگاه خبری و اطلاع رسانی کتابخانه شهید‌هاشمی‌نژاد
سال تاسیس : 1347
آدرس : مازندران-بهشهر-بلوار شهید‌هاشمی‌نژاد جنب پارک 22 بهمن
تلفن تماس: 01134533511

زندگی نامه علامه طباطبایی...
بازدید : 251
دوشنبه 25 آبان 1399 زمان : 10:37


پایگاه خبری و اطلاع رسانی کتابخانه شهید‌هاشمی‌نژاد
سال تاسیس : 1347
آدرس : مازندران-بهشهر-بلوار شهید‌هاشمی‌نژاد جنب پارک 22 بهمن
تلفن تماس: 01134533511

زندگی نامه علامه طباطبایی...
بازدید : 478
جمعه 22 آبان 1399 زمان : 13:38

ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع)


بسم الله الرحمن الرحيم
در روز هفدهم ربيع الاول برترين و والا مقام ترين بنده محبوب خداوند ،خاتم انبياء محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم به دنيا آمد و عالم ايجاد را به وجود خويش منور فرمود .

پيامبري كه خداوند او را با كلماتي مثل: شاهد، مبشر، نذير و سراج منير ستوده است .ونيز در شان او فرموده است : و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين. او پيامبر رحمت و درياي مهرباني و تجسم زيبايي‌ها بود پيامبري كه سنگش زدند ،خاكستر بر سرش ريختند و به او جسارتها كردند ، او در عوض نفرين براي قوم خويش دعا مي كرد. دين او نيز ،دين رحمت و شفقت و مهرباني است .

فضايل آن حضرت را نمي توان درك يا احصاء نمود او كسي است كه در اقرار به ربوبيت خداوند متعال بر اولين و آخرين سبقت گرفت . امام ائمه، حبيب خداوند و در يك كلام مثل اعلاي خداوند سبحان بود .
آنقدر در درگاه خدا به عبادت ايستاد تا پاي مباركش ورم كرد. جابر بن عبدالله مي گويد : هر گاه چيزي از رسول خدا درخواست ميشد، پاسخ منفي نمي داد .

دشمنان او آن حضرت را به امانت مي شناختند تا جايي كه در ميان آنان به امين مشهور شد و نيز او را به راست گويي قبول داشتند .مجلس او ،مجلس علم و حلم و حيا و وقار بود . بسيار سكوت مي كرد و در جايي كه نياز نبود سخن نمي گفت . خنده او تبسم بود و در حال خشنودي و غضب به جز سخن حق چيزي نمي فرمود . هنگامي كه كسي به نزد او مي نشست بر نمي خاست تا آن شخص برخيزد .
امام صادق عليه السلام كه ولادت با سعادت ايشان نيز در هفدهم ربيع واقع شد و دريايي از علوم و معارف نبوي از لسان مبارك آن حضرت براي ما به يادگار مانده و از جمله، بسياري از فضائل و مناقب رسول خدا را نيز آن حضرت بيان كرده اند ، مي فرمايند: رسول خدا لحظات خويش را بين اصحابش تقسيم مي كرد پس به اين و آن به مقدار مساوي مي نگريست .هرگز پاهاي مبارك خويش را بين اصحابش دراز نكرد و اگر مردي با آن حضرت دست مي داد دست خود را رها نمي كرد تا او رها كند .

چگونه مي توان مناقب كسي را بيان كرد كه خداي متعال خويشتن را به سبب به معراج بردن او تسبيح كرده و فرموده « سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجد الحرام الي المسجد الاقصي» و او را برگزيده تا با او در ملاء اعلي نجوا كند «فاوحي الي عبده ما اوحي»
بخشي از مواعظ گهربار پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم خطاب به حضرت ابوذر:
يا اباذر ، أعبدالله كأنك تراه فإن كنت لا تراه فإنه يراك
اي اباذر خدا را بندگي كن به گونه اي كه انگار او را مي بيني پس اگر تو او را نمي بيني،پس همانا او تو را مي بيند.
يا اباذر ،اغتنم خمساً قبل خمس: شبابك قبل هرمك ، و صحّتك قبل سقمك ، و غناك قبل فقرك و فراغك قبل شغلك ، و حياتك قبل موتك.
اي اباذر ، پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت شمار : جوانيت را قبل از پيريت و سلامتي ات را قبل از بيماريت و توانگريت را قبل از فقرت و فراغتت را قبل از مشغول شدنت و زندگي ات را پيش از مرگت.
يا اباذر ، لا تنظر إلي صغر الخطيئة و لكن انظر إلي من عصيت.
اي اباذر به كوچكي گناه نگاه نكن بلكه ببين چه كسي را نافرماني مي كني.{كنايه از اينكه هيچ گناهي چون نافرماني خدا است نبايد كوچك شمرده شود ‍}
يا اباذر ، من لم يأت يوم القيامة بثلاث فقد خسر ، قلت : و ما الثلاث فداك أبي و امي ؟ قال ورع يحجزه عمّا حرّم الله عزّوجّل عليه ، و حلم يردّ به جهل السفيه ، و خلق يداري به الناس.
اي اباذر هر كس روز قيامت سه چيز را نياورد حتما ضرر مي كند . ابوذر مي گويد گفتم آن سه چيز چيست ؟ پدر و مادرم به فدايت. فرمود ورعي كه او را از آنچه خداوند برايش حرام كرده نگهدارد و حلمي كه ناداني سفيه را با آن حلم جواب دهد و اخلاقي كه به وسيله آن با مردم مدارا كند
طوبي لمن عمل بعلمه و أنفق الفضل من ماله ، و أمسك الفضل من قوله.
خوشا بر آن كس كه به علمش عمل كند و زيادي مالش را انفاق كند و از زياده گويي در كلامش بپرهيزد.


( عمده مطالب برگرفته از كتاب مقدمة في اصول الدين.تاليف حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني مد ظله العالي)

برداشت از:دفتر مرجع حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني مد ظله العالي

انگشتر و گردنبند الکساندریت مردانه و زنانه

بازدید : 143
جمعه 22 آبان 1399 زمان : 13:38


پایگاه خبری و اطلاع رسانی کتابخانه شهید‌هاشمی‌نژاد
سال تاسیس : 1347
آدرس : مازندران-بهشهر-بلوار شهید‌هاشمی‌نژاد جنب پارک 22 بهمن
تلفن تماس: 01134533511

میلاد حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق(ع)...
بازدید : 214
جمعه 22 آبان 1399 زمان : 13:38

بازدید : 296
جمعه 8 آبان 1399 زمان : 18:37

برای اینکه جهانی پر از مهربانی داشته باشیم، باید خانه‌ای پر از مهربانی ایجاد کنیم. در واقع مهر و محبت را در محیط‌های کوچک اطرافمان و از خانواده‌ی خودمان شروع کنیم. مهم‌ترین محبت باید برای همسر و فرزندانمان باشد و باید در این زمینه انرژی بیشتری را صرف کنیم. مهربانی می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد و به یک سبک زندگی تبدیل شود. اما چگونه می‌توانیم انسان مهربان‌تر و یک والدین مهربان برای فرزندانمان باشیم؟ در ادامه ۳۰ روش جالب و ساده را در این زمینه در اختیارتان قرار خواهیم داد.

ویژگی‌های یک والدین مهربان:
۱-همیشه لبخند بزنید و با لبخند با آن‌ها حرف بزنید.
۲-با حیوانات مهربان باشید و به آن‌ها غذا بدهید.
۳-با فرزندانتان بازی‌های فکری انجام دهید.
۴-برای فرزندانتان کتاب بخوانید.
۵-قبل از خواب فرزندتان را در آغوش بگیرید.
۶-با فرزندانتان رقص و شادی کنید.
۷-با فرزندانتان بازی‌های ورزشی را دنبال کنید و تیم محبوبتان را تشویق کنید.
۸-با فرزندانتان کارتون تماشا کنید.
۹-یک روز کامل را بدون شکایت با فرزندان و خانواده بگذرانید.
۱۰-از کودکان برای کار‌های خوبی که انجام می‌دهند تشکر کنید.
۱۱-از احساساتتان با فرزندتان صحبت کنید و درددل کنید.
۱۲-وقتی از بیرون بازمی‌گردید برایشان یک هدیه یا یک خوراکی بخرید.
۱۳-فرزندتان را به پارک ببرید تا با هم سن و سال‌هایش بازی کند.
۱۴-دور میز غذا در کنار هم وعده‌ها را بگذرانید و در زمان صرف غذا با بچه‌ها شوخی کنید.
۱۵-بچه‌ها را به پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری ببرید.
۱۶-برای فرزندانتان در صبح، وقتی خواب هستند یادداشت‌های محبت‌آمیز بگذارید.
۱۷-با فرزندانتان باغبانی کنید.
۱۸-وارد دنیای آن‌ها شوید و گاهی با اسباب‌بازی‌هایشان بازی کنید.
۱۹-می‌توانید با آن‌ها بازی‌های کامپیوتری انجام دهید.
۲۰-در شبکه‌های اجتماعی برای فرزندانتان پیام‌های محبت‌آمیز ارسال کنید
۲۱-با بچه‌ها نقاشی بکشید.
۲۲-گاهی برای فرزندان یا حتی همسرتان نامه‌ی محبت آمیز بنویسید.
۲۳-غذا‌های محبوب بچه‌ها را برایشان تهیه کنید.
۲۴-در مورد مهربانی با آن‌ها صحبت کنید.
۲۵-زمانی که ناراحت به نظر می‌رسند سعی کنید به حرف‌هایشان گوش کنید و آن‌ها را دلداری دهید.
۲۶-برایشان در طول روز میوه آماده کنید تا در زمان بازی بخورند.
۲۷-آن‌ها را نزد پدربزرگ و مادربزرگشان ببرید.
۲۸-به آن‌ها محبت کردن و کمک کردن به بچه‌های دیگر را بیاموزید.
۲۹-در مواردی با فرزندانتان مانند آدم بزرگ‌ها مذاکره کنید و در زمینه‌های مختلف وارد بحث شوید.
۳۰-کار‌های مشارکتی مانند آشپزی را در مواردی با فرزندان تجربه کنید.
تمامی‌موارد ذکر شده شما را به فرزندانتان نزدیک‌تر خواهد کرد و باعث می‌شود که شما به عنوان والدین برای آن‌ها بسیار مهربان‌تر و دوست داشتنی‌تر باشید. در نتیجه اگر می‌خواهید یک والدین مهربان برای فرزندانتان باشید می‌توانید این موارد را انجام دهید.

دو راهی قلب من...♥ / پارت 8
بازدید : 277
يکشنبه 3 آبان 1399 زمان : 21:37

زندگینامه سیدمصطفی خمینی از تلمذ تا اجتهاد
سراسر ایران، سوگوار مـرگ انـقلاب‌ مـشروطه‌ خود بود و رژیم کودتا با حمایت پنهان و آشکار انگلیس، به عنوان وارثان نظام ۲‌ هزار و ۵۰۰‌ ساله سـتم شـاهی در ظـاهر، مسلط بر اوضاع بر اریکه قدرت و حکمرانی تکیه داشتند که در شـهر مذهبی قم، کودکی چشم به جهان گشود و او را مصطفی نـامیدند. پدر بـزرگوار و حـکیم و دانشمند این‌ کودک، دانشمندی بنام و شناخته شده در حوزه علمیه آن روز، قم بود و در مـیان روحـانیون‌ به عنوان «حاج آقا روح اللّه خمینی» مشهور و مورد احترام بود.
او هـرچند کـه در بسیاری از رفتارهای‌ فردی‌ و اجتماعی خود مانند دیگر کودکان‌ شهر بود اما گاه‌ به‌ گاه بـرخی حـرکات و رفـتارهای فردی و اجتماعی‌ شگفت‌آور و نادر از او سر می‌زد که هر بیننده‌ای را به خود جـلب‌ مـی‌کرد و چنان می‌نمود که نشانه‌هایی از نبوغ در این کودک دیده‌ می‌شود.
علاقه مفرط او به اسلام و جـامعه روحـانیت و راهنمایی‌های‌ پدر بـزرگوار، سبب شد که بـعد از پایان دوره ابتدایی به جرگه طلاب حوزه قم بپیوندد. یکی از دوستان و معاشرت‌کنندگانش در این باره مـی‌گوید: «او در سـن ۱۵‌ سالگی‌ به تحصیل علوم اسـلامی‌پرداخـت و از ایـشان شـنیدم کـه در سن ۲۷ سالگی شـایستگی و قـوه استنباط احکام پیدا کردند، یعنی به درجه اجتهاد رسیدند.»
روی همین اصل‌ بود که‌ او در طول ۲ سال و چند ماه کتاب‌های سیوطی، معالم، حاشیه ملا عبد الله، شمسیه، مجموع مطول‌ و ‌قسمتی‌ از شرح لمعه را با درس خـصوصی بـه پایان رسانید و وارد دوره‌ای شد که در اصـطلاح حـوزه به آن دوره‌ عـالیه سـطح یا به طور خلاصه سطح می‌گویند.
این دوره را نزد اساتید مهمی‌همچون آیات حاج شیخ مرتضی حائری، شهید صدوقی، سلطانی، حاج شیخ محمد جواد اصفهانی و...تلمذ کرده و در ۱۲ سـالگی بـه حوزه درس خارج فقه آیت الله العظمی‌بروجردی پیوست و خارج علم اصول را نیز در محضر پدر بزرگوار خود استفاده کرد. سیدمصطفی در ۱۳۴۰ خورشیدی در مدرسه حجتیه منظومه حکمت تدریس مـی‌کرد ‌ ‌و در درس او شاگردان فاضل و دانشمند حاضر می‌شدند. در اواخر اقامت‌ حاج آقا مصطفی در قم، ورودش به صحنه سیاست و مبارزه با طاغوت، چهره محققانه و علمی‌جوان او را، عظمت و ابهت دیگری بخشید و در ردیـف رجـال جوان و امیدهای آینده ‌ حوزه ‌ علمیه‌ قرار داد. در این مرحله، او دیگر به عنوان یک استاد مبارز و شجاع‌ برای‌ فرزندان حوزه مطرح بود و در دل‌های طلاب آگاه جای داشت. خواص او را به‌ عنوان ‌ مجتهد مـسلم مـی‌شناختند و عموم نیز به او با دید بزرگی و عظمت می‌نگریستند.
بر کرسی تدریس
حاج آقا مصطفی تا زمانی که از قم به ترکیه تبعید نشده بـود، هـمچنان در کـنار تحقیق به تدریس علوم حوزوی ادامه می‌داد و زمانی هم که از ترکیه بـه نـجف اشرف منتقل و مجبور به اقامت اجباری در آنجا شد، افزون بر اینکه‌ یار و مددکار امام خمینی(ره) در مـبارزه بـود، اداره دفتر و پاسخگویی به مراجعین مختلف و ایفای نقش رابط امام راحل با بـرخی از مـراجع بزرگ نجف، همچون آیت اللّه سید محسن حـکیم‌ و دیـگر کـارهای لازم را نیز به عهده داشت. با این هـمه بـه تحقیق و تألیف کتب و تدریس خارج اصول نیز اشتغال داشت، چنانکه در کتاب‌ شهدای‌ روحـانیت نـیز آمده: «ایشان هنوز به‌ سـی سـالگی نرسیده بـود کـه بـه مرتبه اجتهاد برآمد و ۱۰ سال در نجف خـارج اصـول تدریس می‌کرد.» (۲)
در صحنه سیاست و مبارزه
سیدمصطفی پیش از آغاز نهضت اسلامی‌فعالیت‌های سیاسی خود را آغاز کرد. با نواب صفوی آشنا بود و در جلسات فداییان شرکت می‌کرد. اوج‌گیری مبارزات امام خمینی(ره) در اوان دهه ۴۰ آغاز خروش سیدمصطفی علیه رژیم بود زیرا افزون بر مبارزات سال ۴۱ در جریان حماسه مردمی‌۱۵ خرداد ۴۲ و نیز واکنش به دستگیری امام(ره) بعد از سخنرانی تاریخی علیه کاپیتولاسیون، نقش محوری و پویا داشت. رژیم پهلوی پس از چندبار بازداشت و تهدید وقتی دید وجود سیدمصطفی در ایران به معنای ضرورت تحمل رهبر دومی‌در کشور است، او را به امام خمینی(ره) ملحق کرد، البته این اقدام رژیم زمینه‌ساز خدمات بی‌بدیل او به نهضت خروشان اسلامی‌مردم ایران شد.
بر همین اساس واکاوی تلاش ‌های سیدمصطفی در جریان نهضت اسلامی‌در لایه‌ها و ابعادی بر اساس اسناد بازمانده از ساواک، تحلیل‌ها و داده‌های کتابخانه‌ای و تاریخ شفاهی مبارزات او از زبان کنشگران نهضت اسلامی‌می‌تواند ابعاد جدیدی از مبارزات و خط و مشی وی را نمایان سازد. به طور قطع نقش آیت‌الله مصطفی، محدود به بازوی اجرایی صِرف نبوده و در چند لایه روبنایی، میانی و راهبردی قابل طبقه‌بندی است.
در جریان انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ که مبارزه امام راحل با دستگاه‌ وابسته‌ رژیم پهلوی‌ آغاز و وارد مرحله تازه‌ای شد، حاج آقا مـصطفی نـیز در پیگیری فعالیت‌های سیاسی قـبلی خـود به طور جدی‌تری وارد صحنه‌ سیاست‌ و مبارزه با رژیم طاغوت شد. او در این‌ مبارزه دشوار و بلندمدت که سال‌ها به طول انجامید، همچنان نستوه و استوار در کنار پدر و مقتدای خود، امام خمینی (ره) به انجام‌ تـکلیف‌ مـبارزه‌ مشغول بود. (۳)
این دانشمند مبارز از بینش و آگاهی ژرف سیاسی برخوردار بود و در هماهنگ‌سازی‌ مسایل‌ ظریف‌ مبارزه و هدایت آن در مسیر درست، یـار و مـددکار امام راحل و رابـط او با اقشار مبارز کشور به ویژه مبارزان مقیم خارج بود و این مسوولیت سنگین را به خوبی انجام‌ داد.
در ارتباط با حوادث سیاسی گوناگون، مطالب فراوانی درباره کوشش و فعالیت‌های او تـوسط‌ اشـخاص مختلفی گـفته‌ شده است که در مجموع روشنگر نقش مؤثر و حضور دایمی‌او در صحنه مبارزه‌ با رژیم‌ طاغوت و استکبار جهانی است. ‌
حـاج سـید مـصطفی خمینی در نجف اشرف نقش مؤثر و فعالی در هدایت و تسریع‌ مـبارزه‌ اسلامی‌علیه رژیم طاغوت‌ داشت. تکثیر و ارسال سخنرانی‌ها و بیانیه‌های امام به ایران و دیگر نقاط جهان، اداره بیت امـام کـه مـحل مراجعات عامه مردم و مبارزان بود، هماهنگ‌سازی تلاش‌های طلاب و روحانیون مبارز، راه ‌اندازی و تـقویت نشریه موسوم به «پانزده‌ خرداد» در عراق، ارتباط با مبارزین فلسطین و حمایت سیاسی و مالی از آنان، اعزام بـرخی از روحـانیون و طـلاب به لبنان برای گذراندن دوره آموزش نظامی، مسوولیت تنظیم و اجرای ارتباطات آیـت‌ اللّه ‌ سید محسن حکیم با امام خمینی در جهت هماهنگی و تسریع و مـبارزه اصـولی عـلیه ۲ رژیم طاغوتی ایران و عراق و بسیاری دیگر... از جمله فعالیت‌های مؤثر و نقش‌ سیاسی‌ او در دوران اقامت در نـجف اشـرف است. (۴)
حاج آقا مـصطفی، یـادداشت‌های دست نویسی با عنوان «قضیه آقای حکیم و دولت عراق» دارد که درباره مسایل روز است. در آن یـادداشت‌ها بـا تـحلیل سیاسی عمیق، نشان داده که رژیم بعث عراق از درگیری با آیت الله حکیم چه مقاصدی دارد و اهـداف شـوم خـود را با چه وسایلی پیش می‌برد. این تحلیل سیاسی با اینکه یـک یـادداشت شخصی و پاکنویس‌ نشده‌ است، نشان می‌دهد که نویسنده آن یکی از تحلیل‌گران برجسته سیاسی بوده است.
پالایش قلب انقلاب
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های شخصیتی و راهبردی سید مصطفی خمینی قاطعیت در برابر ورود افراد ناخالص و التقاطی به لایه‌های درونی نهضت اسلامی‌و قلب تپنده نهضت یعنی بیت امام خمینی(ره) بود. با مقایسه زندگی برخی بزرگان و آسیب ‌هایی که از این ناحیه متوجه آنان شد و نیز سرنوشت تلخ نهضت‌هایی چون مشروطه و ملی شدن صنعت نفت، می‌توان دریافت که در تارک ویژگی‌ها و خدمات شهید مصطفی خمینی، بینش بسیار عمیق، جریان‌شناسی داهیانه و قاطعیت وی در برابر افراد سودجویی که تنها مرور سال‌ها ذات آن‌ها را هویدا ساخت، قرار دارد. (۵)
حاج مصطفی این ویژگی را از نخستین سال مبارزه یعنی ۱۳۴۱ خورشیدی و در برابر خط نفوذ لیبرال‌مآب به یادگار داشت. وی بدون هیچ رودربایستی ورود و خروج‌ها را به بیت امام مدیریت می‌کرد و گاهی به اذن امام(ره) و برخی اوقات با تصمیم خویش سران رژیم یا مبارزان التقاطی و ناخالص را بیرون می‌کرد.
حجت‌الاسلام برقعی می‌گوید: «به برخی افراد اصلاً اجازه ملاقات با امام (ره) را نمی‌داد؛ مثلاً، تیمور بختیار زیاد سعی کرد که با امام در ارتباط باشد به وسیله بسیاری از افراد پیغام و سلام فرستاد که به نحوی برای حفظ وجهه خود در مخالفت با رژیم با امام دیدار کند، ولی به او اجازه داده نشد».
هرچند وجود امام (ره) بزرگترین سد نفوذناپذیر در برابر تحریف انقلاب بود اما در زلال ماندن بیت و اطرافیان امام در مقطع مبارزات نجف، حاج آقا مصطفی تاثیری قاطع داشت. (۶)
در مسند تألیف
او نـه تـنها در زمینه تدریس و شاگردپروری، فردی پرتلاش و موفق بود، بلکه در زمینه پژوهش‌ و نگارش‌ و تـألیف کـتاب‌های سودمند نیز، بسیار موفق و پیشاهنگ به حـساب مـی‌آمد. بـرخی از آثار قلمی‌و تألیفات او که به چـاپ رسـیده و پخش شده است، نشانگر عظمت علمی‌وی و ژرفایی‌ و گستردگی‌ پژوهش‌های او در زمینه‌های مختلف است.
القواعد الحکمیه، کـتاب البـیع، مـکاسب مـحرمه، ‌ کـتاب‌ الإجـاره، مـستند تحریر الوسیله و ... از جمله آثار شهید سیدمصطفی به شمار می‌رود.
چنان که گفته شد، یکی‌ از آثار قلمی‌ارزشمند سیدمـصطفی، کتاب تفسیر او در قرآن‌ کریم‌ اسـت کـه متأسفانه ناتمام ماند. این‌ کتاب‌ پر محتوا که دربردارنده تفسیر آیات سوره حمد و سوره‌ بقره است در چهار جلد به اهتمام سـید مـحمد سجادی‌ اصفهانی در ۱۳۶۲ خورشیدی به وسیله وزارت فـرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ به چاپ رسیده است.
روش تفسیری حاج آقا مصطفی مبتنی بر تفصیل و توضیح کامل است. او نخست آیات مورد نظر را درج مـی‌کند و سـپس با عنوان «المسائل اللغویة و الصرفیة» به واژه‌شناسی‌ و اشتقاق‌ صرفی کلمات می‌پردازد، پس اگر بحثی راجع به نحوه نگارش و «رسم الخط» واژه‌های آن باشد، راجع به آن سخن می‌گوید، آن‌گاه بحثی درباره «اخـتلاف قـرائت‌ها» مـی‌گشاید، سپس بحثی درباره چگونگی‌ «اعـراب‌ و عـلم نـحو» انجام می‌دهد. بعد از آن، آیات مورد نظر را از نگاه «علم معانی و بیان و فن بلاغت» مورد کاوش قرار می‌دهد و بعد به استخراج و دسته‌بندی نـکته‌هایی مـی‌پردازد کـه امکان‌ برداشت‌ آنها از آن آیات، راجع به علم «اصـول فـقه» وجود دارد. آن گاه با عنوان «الحکمة و الفلسفة» نکته‌های ‌فلسفی‌ آیه را مورد دقت و گفت وگو قرار می‌دهد. بعد از آن به نکته‌های اخلاقی‌ و پنـد و مـوعظه‌ای کـه از آن آیه استفاده می‌شود، اشاره می‌کند و نیز اگر مطلبی عرفانی و اشـراقی وجود داشته باشد، آن را بیان می‌کند و در پایان با عنوان «التفسیر و التأویل علی‌ اختلاف المسالک و المشارب» به‌ جمع‌بندی‌ مباحث گـذشته و آراء و نـظرات تـفسیری گوناگون پرداخته و در ضمن آن با تبیین کامل و نهایی مفهوم آیه دیدگاه خـود را نـیز بیان می‌کند.
شهادت حاج آقا مصطفی
فرا رسیدن پاییز ۱۳۵۶ از رسیدن خزان زندگی حاج آقا مصطفی خمینی که امام (ره) او را «امید آینده اسلام» می‌دانست، حکایت داشت. او هدف توطئه ستمکاران تاریخ قرار گرفت و شمع زندگی اش ناباورانه خاموش شد.
پی نوشت:
۱ . روحانی، حمید، شهید هجرت و جهاد؛ آیـت اللّه حـاج سید مصطفی خمینی، به انتشار:بسیج مسجد الرسول۵/.
۲. یادها و یادمان‌ها، پیشین، ص ۲۸۲
۳. مجله‌ پیام‌ انقلاب، ش ۴۳/۱۹، مصاحبه با حـضرت آیـت اللّه فاضل لنکرانی.
۴. خمینی، سید مصطفی، تحریرات فی الأصول، به‌ تصحیح‌:سید محمد سجّادی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۰۱/۱(مـقدمه مـصحح).
۵.مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آرشیو، پرونده آیت‌اللّه سید مصطفی خمینی؛ شماره بازیابی ۳۹۱، ص ۶؛ اسناد ضمیمه، سند شماره ۸
۶. روحانی، حمید؛ نهضت امام خمینی؛ ج ۱، ص ۵۱۱

بد بخت
بازدید : 320
جمعه 1 آبان 1399 زمان : 13:39

۱) فکر قضاوت و داوری که به ذهنتان رسید، مکث کنید
قضاوت کردن دیگران معمولاً به‌صورت خودکار به ذهنمان خطور می‌کند. پس باید یاد بگیرید که چگونه هرازگاهی آن‌ها را متوقف کنید. سعی کنید نسبت به قضاوت کردن دیگران دقت بیشتری نشان دهید. به بیان دیگر، زمانی که چنین افکاری به ذهن‌تان می‌آید، از بررسی کردن آن‌ها خودداری کنید. هنگامی‌که متوجه می‌شوید فکر قضاوت به ذهنتان خطور می‌کند، اولین کار، اعتراف کردن است.
مثلاً وقتی در ذهن خود می‌گویید: «نمی‌توانم باور کنم که او اجازه داده فرزندش با این لباس‌ها از خانه بیرون بیاید»، در این هنگام باید این افکار را متوقف کرده و اعتراف کنید که داشتید در مورد کسی قضاوت می‌کردید.
۲) قضاوت‌های خود را به چالش بکشید
زمانی که فکر قضاوت و پیش‌داوری به ذهن‌تان آمد، باید سعی کنید آن‌ها را به چالش بکشید. شما می‌توانید با فکر کردن در مورد فرض و گمان‌هایی که در مورد افراد دارید، افکارتان را به چالش بکشید.
مثلاً در مثالی که در بالا ذکر شد، شما گمان می‌کنید که آن زن مادر بدی است یا این که به حد کافی از کودک خود مراقبت نمی‌کند. با این حال ممکن است آن مادر روز پرمشغله‌ای را شروع کرده باشد و از این که فرزندش لباس کثیف یا مویی نامرتب دارد، خجالت بکشد.
۳) سعی کنید دیگران را درک کنید
بعد از این که فرض و گمان‌های خود را در مورد وضعیت بررسی کردید، باید راهی پیدا کنید که از طریق آن، نسبت به فردی که در موردش قضاوت داشته‌اید، ابراز همدردی و دلسوزی کنید. شما باید راهی بیابید که برای آن رفتار، بهانه پیدا کنید.
مثلاً در مورد مادری با فرزند کثیف و ژولیده، می‌توانید با خود بگویید بزرگ کردن بچه، کار سختی است و گاهی اوقات همه چیز آن طور که ما برنامه‌ریزی کرده‌ایم، پیش نمی‌رود. می‌دانم بعضی اوقات فرزند من هم با لباس کثیف و مویی به هم ریخته از خانه بیرون رفته است. در این روش شما با درک وضعیت، از قضاوت دربارهٔ افراد منصرف می‌شوید.
۴) نقاط قوت دیگران را بشناسید
در مورد رفتار‌هایی که در افراد دیگر دوست دارید یا حتی عاشق آن هستید، بیشتر فکر کنید. چون به شما کمک می‌کند تا از قضاوت‌های عجولانه پرهیز کنید و به جای آن، به تحسین افراد بپردازید. سعی کنید در مورد خصوصیاتی که در افراد دیگر وجود دارد فکر کنید؛ به‌ویژه آن‌هایی که در زندگی‌تان تحسین می‌کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا از قضاوت در مورد دیگران پرهیز کنید.
مثلاً به خودتان یادآوری کنید که همکارتان مهربان است و همیشه وقتی می‌خواهید چیزی به او بگویید، با تمام وجود به صحبت‌های شما گوش می‌کند. یا به خودتان بگویید که دوست‌تان خلاق است و گاهی سعی می‌کند شما را بخنداند. سعی کنید به جای تمرکز روی نکات منفی، روی صفات مثبت دیگران متمرکز شوید.
۵) کار‌هایی را که برای دیگران انجام داده‌اید فراموش کنید
اگر حس می‌کنید دیگران به شما مدیون هستند، شاید فکر کنید باید آن‌ها را قضاوت کنید و این باعث رنجش شما می‌شود. به جای آن سعی کنید کمک‌هایی را که در حق دیگران انجام داده‌اید، فراموش کنید. حتی به این فکر کنید که دیگران چه کار‌ها و کمک‌هایی برای شما انجام داده‌اند. اگر کمک خود به دیگران را فراموش نکنید، ممکن است از دوست خود آزرده‌خاطر شوید، چون به او پول قرض داده‌اید و او هنوز پس نداده است. به جای آن، به تمام رفتار‌های خوبی که دوست‌تان در حق شما انجام داده است، تمرکز کنید.
۶) اهداف خود را به‌روشنی مشخص کنید
گاهی اوقات افراد به اهداف خود نمی‌رسند، چون هدفی که در نظر گرفته‌اند، غیر عملی است. مثلاً انتظار این که تمام پیش‌داوری‌ها یا قضاوت دیگران متوقف شود، هدف بسیار بزرگی است. کار کردن روی جنبه‌های مشخصی از یک هدف، عملی‌تر از درگیر شدن باهدفی بزرگ‌تر و کلی‌تر است. در مورد این که می‌خواهید چه جنبه‌هایی از قضاوت کردن دیگران را تغییر بدهید، فکر کنید.
مثلاً می‌خواهید قبل از قضاوت از آن‌ها پرسش کنید؟ یا می‌خواهید راهی برای تبدیل قضاوت منفی و مخرب به انتقاد سازنده بیابید؟ برای این که شانس دستیابی به هدفتان را افزایش دهید، ضروری است تا اهداف خود را تا حد امکان واضح‌تر و مشخص‌تر کنید.
۷) قبل از بیان قضاوت دیگران، صبر کنید
سعی کنید نظر و قضاوت خود را بلافاصله بعد از کاری که فرد مورد نظر انجام می‌دهد، بیان نکنید. اگر امکان دارد، ابتدا کمی‌از کار او تعریف کنید و سؤال‌هایی بپرسید و بعد از آن قضاوت و نظر انتقادی خود را مطرح کنید. (از آن مهم‌تر قضاوت خود را زمانی با او در میان بگذارید که ضروری باشد. مثلا قبل از انجام دوباره همان عمل) این کار به شما فرصت می‌دهد که در مورد موضوع و شیوه بیان نظر خود کمی‌فکر کنید؛ همچنین شانس این که نظر و قضاوت شما بازخورد خوبی داشته باشد، بیشتر خواهد شد.
۸) قضاوت خود را با «من» شروع کنید نه «تو»
به جای این که جملهٔ خود را با واژه «تو» شروع کنید، از کلمهٔ «من» استفاده کنید. وقتی قضاوت خود را با «تو» شروع می‌کنید، چنین به نظر می‌رسد که می‌خواهید جروبحث کنید. در این صورت فرد مقابل نیز حالت دفاعی به خود می‌گیرد.
مثلاً به جای این که بگویید «تو همیشه وقتی صحبت می‌کنم، حرفم را قطع می‌کنی»، می‌توانید چیزی شبیه این جمله بگویید: «وقتی کسی موقع حرف زدن من، حرفم را قطع می‌کند، احساس بیهودگی می‌کنم.»
۹) قبل از قضاوت کردن دیگران از خود سؤال کنید
سؤالات زیر می‌تواند قضاوت ما را نسبت به ارزش‌ها و نگرش‌هایی که نسبت به دیگران داریم واقع‌بینانه‌تر کند:
- آیا این نگرش یا ارزش صحیح است؟
- آیا به تمام حقایق مرتبط با آن دسترسی دارم؟
- آیا تنها بر یک یا چند بعد منفی تمرکز نکرده‌ام؟
- آیا به شیوه‌ای ناعادلانه به این فرد یا گروه برچسب نمی‌زنم؟
بررسی نگرش‌ها و ارزش‌ها با استفاده از سؤالات فوق، گام بلندی در جهت آگاهی از تعصبات و درنتیجه چالش با پیش‌داوری‌ها و قضاوت‌های ما نسبت به دیگران است.
«هر بار که به قضاوت دیگران می‌نشینیم در حال آشکار کردن بخش‌های شفانیافتۀ خویش هستیم.» (فریدریش نیچه)

آیا ویروس کرونا ویروس "خالق آزمایشگاه سلاح های بیولوژیکی CIA" است؟
بازدید : 371
جمعه 1 آبان 1399 زمان : 13:39

بدن انسان سیستم منحصر به فرد و مکانیزم بسیار پیچیده‌ای دارد و با وجود آنکه قرن‌ها است دانشمندان بر روی آن تحقیق می‌کنند هنوز راز‌های کشف نشده‌ی زیادی در خود دارد.

آخرین تحقیقات به عمل آمده از سوی مرکز تحقیقات فیزیولوژی لایف لاین در آمریکا ۱۴ حقیقت اثبات شده علمی‌در مورد بدن انسان را بر شمرده که حاکی از دقت و عظمت خلقت بدن انسان است.
۱- بدن از ۷.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ اتم تشکیل شده است.
۲- ۳۷ تریلیارد سلول در بدن وجود دارد.
۳- اسید معده می‌تواند فلز را حل کند.
۴- لایه بیرونی پوست بدن هر ۲ تا ۴ هفته می‌ریزد. در سال وزن پوست مرده بدن حدود ۷۰۰ گرم می‌شود.
۵- چشم‌ها می‌توانند بین ۲.۳ تا ۷.۵ میلیون رنگ مختلف را تشخیص دهند.
۶- بینی می‌تواند یک تریلیارد بوی مختلف را تشخیص دهد.
بدن انسان
۷- انگشت‌ها می‌توانند برآمدگی به کوچکی ۱۳ نانومتر (۷۵۰۰ بار کوچک‌تر از قطر مو) را حس کند.
۸- اگر انگشت کوچک نداشته باشید، ۵۰ درصد از قدرت دستتان را از دست می‌دهید.
۹- قلب انسان حدود ۱۰۰ هزار بار در روز می‌زند، در دقیقه ۵.۵ لیتر خون پمپ می‌کند که برابر است با حدود ۳ میلیون لیتر خون در سال.
۱۰- تجزیه بدن انسان حدود ۴ دقیقه بعد از مرگ شروع می‌شود و آنزیم‌ها و باکتری‌ها شروع به خوردن بدن می‌کنند.
۱۱- حدود یک و نیم تا دو کیلو از وزن بدن را باکتری‌ها تشکیل می‌دهند. روی هر دندان می‌تواند بین ۱۰۰ میلیون تا یک میلیارد باکتری رشد کند.
۱۲- اگر دی‌‌ان‌آ‌های بدن باز شوند، فاصله زمین تا سیاره پلوتون را رفت و برگشت پر می‌کند.
۱۳- سلول‌های درونی عدسی چشم، سلول‌های عضلات قلب و نورون‌های قشر مغز تنها سلول‌هایی هستند که همیشه با شما می‌مانند.
۱۴- اگر قرار باشد تمام چروک‌های مغز را باز کنید، اندازه روبالشی می‌شود.

راهکارهایی برای قضاوت نکردن دیگران

تعداد صفحات : 0

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :